آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
465
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
مخارج دفاع معابر كوههاى قفقاز را در مقابل وحشيان بدولت ايران بپردازد و اين مسئله از قديم يكى از موارد اختلاف دو دولت ايران و روم بود . و امپراطور هم شرط قبول اين تقاضا را تسليم شهر مستحكم نصيبين بدولت روم قرار داد ، ولى اين شرط را كواذ نميتوانست بپذيرد « 1 » . گفتگوى دولتين در اين مرحله بود ، كه كواذ به علت شورش مردم پايتخت از سلطنت خلع گرديد . اين شورش را روحانيان كينهور كردند ، زيرا كه با هر چيزى ، كه بوى عقايد مانويه ميداد ، مخالف بودند . جماعتى از اشراف هواخواه زرمهر ، با آنان يارى كردند . دشمن هولناك كواذ ، گشنسپداذ بود ، كه لقب نخوير « 2 » و منصب كنارنگ داشت « 3 » و سابقا در موقع گفتگو با ارامنه « 4 » مشاور و معتمد زرمهر بود . روايت كتاب منتسب باستيليتس ، كه گويد كواذ از توطئه بزرگان آگاهى داشت و به خاك هونها ( يعنى هفتاليان ) گريخت ، صحيح نيست . باقى منابع متفقند ، كه كواذ خلع و حبس شد « 5 » . نويسندگان رومى در اين باب گفتهاند ، كه گرفتارى كواذ نتيجه ناخشنودى عموم ملت بود ، كه از بدعتهاى او به تنگ آمده بودند ( پروكوپيوس ) و عاقبت « همه قيام كردند » ( آگاثياس ) : ولى اين شورش ملى را بايد موافق اقتضاى كشور ايران تعبير كرد : يعنى چنان كه رسم آن زمان بود ، نخست اشراف و روحانيان آتش را برافروختند و توده ملت چندان دخالتى در آن نكردند ، مگر به اين اندازه ، كه هر كس رعيت بزرگى يا موبدى بود ، بفرمان خداوندگار خود قيام كرد ، زيرا
--> ( 1 ) - استيليتس دروغى . ( 2 ) - Nakhver ر ك ص 35 ، يادداشت 3 . ( 3 ) - ر ك ص 128 ، يادداشت . ( 4 ) - ص 318 . ( 5 ) - اين واقعه را آگاثياس در سال يازدهم سلطنت كواذ ذكر كرده ، ولى صحيح نيست . اين حادثه در 496 رخ داده است اتفاقى كه در سال يازدهم كواذ واقع شده ، جلوس مجدد اين پادشاه است . ر ك نلدكه ، طبرى ، ص 427 و ما بعد .